Welcome
Welcome to <strong>منتظرین</strong>.

You are currently viewing our boards as a guest, which gives you limited access to view most discussions and access our other features. By joining our free community, you will have access to post topics, communicate privately with other members (PM), respond to polls, upload content, and access many other special features. Registration is fast, simple, and absolutely free, so please, <a href="/profile.php?mode=register">join our community today</a>!

تبادل فرهنگی یا تهاجم فرهنگی؟!

بحث هایی که یک ایده عملیاتی مشخص را مطرح نمی کنند و به کلیت اجرای برنامه های" فرهنگی خارجی" می پردازند را در اینجا مطرح کنید.

تبادل فرهنگی یا تهاجم فرهنگی؟!

Postby mmasih on Sun Jan 20, 2008 10:54 pm

یکی از نکات اساسی که متولیان فعالیت‌های فرهنگی باید به آن توجه کنند این است که هدف یک جهادگر مسلمان در عرصه فعالیت های فرهنگی تبادل فرهنگی است و نه انتقال یک طرفه فرهنگ از جانب اعضای گروه جهادی به مردم.
این که یک عده‌ای وارد یک منطقه بشوند و مردم آنجارا به صورت یکطرفه آماج تعالیم و رهنمودها و برنامه‌های فرهنگی خودشان قرار بدهند، نه یک فعالیت فرهنگی که یک فعالیت استعمارگرانه است. و مشابهت‌های زیادی بین این طور فعالیت کردن با منش و روش مهاجمان فرهنگی و مستبدان استعمارگر وجود دارد.
اولا جریان یک طرفه آموزش های فرهنگی، ممکن است اعتماد به نفس مردم منطقه را نسبت به داشته ها و زوایای مثبت فرهنگ خودشان سلب کند. که این کاملا با تعالیم اسلام و پیامبر اسلام (ص) در تضاد است.
ثانیا جریان یک طرفه‌ای که در آن مردم تنها دریافت کننده باشند و خودشان حرفی برای گفتن نداشته باشند هیچ گاه باعث توانمند شدن مردم نخواهد شد بلکه برعکس مردم را وابسته به یک گروهی می کند که از خارج منطقه می آیند و می خواهند به آنها فرهنگ بدهند. در صورتی که وقتی یک تبادل فرهنگی میان مردم و اعضای گروه جهادی برقرار باشد. و هر دو طرف با داشته‌ها و باورهای یکدیگر آشنا شوند و از باورهای مثبت هم بهره‌مند گردند، این تفکر در مردم جا می‌افتد که: «ما یک چیزهایی را داریم که باید آنها را حفظ کنیم و یک چیزهایی را هم از دیگران می‌آموزیم».
وقتی مردم منطقه می بینند که ما به داشته‌های آنها احترام می گذاریم و راغب هستیم که با فرهنگ آنها آشنا شویم. هم اعتماد به نفس لازم برای حفظ ارزش های خودشان را پیدا می کنند و هم نسبت به داده‌های فرهنگی ما پذیراتر می شوند.
لازم به تذکر است که اعتقاد به تبادل فرهنگی یک اعتقاد سطحی و ریاکارانه به منظور تاثیرگذاری بر مردم نیست. بلکه یک اعتقاد به حقی است که باید در فکر ما رسوخ کند و ما را وادار کند که فرهنگ مردم منطقه را بشناسیم و از وجوه مثبت آن بهره مند شویم.
محمد هلاجیان
mmasih
Site Admin
 
Posts: 57
Joined: Sun Jan 13, 2008 4:45 pm
Location: اصفهان - خیابان اول دست راست - پلاک 24

Postby meghdad82 on Tue Jan 22, 2008 4:43 pm

ایول
مسعود مسیح تهرانی
meghdad82
Site Admin
 
Posts: 16
Joined: Sun Jan 20, 2008 11:50 pm

Postby آدینه on Tue Jan 29, 2008 5:07 pm

سلام
نقل قول
یکی از نکات اساسی که متولیان فعالیت‌های فرهنگی باید به آن توجه کنند این است که هدف یک جهادگر مسلمان در عرصه فعالیت های فرهنگی تبادل فرهنگی است و نه انتقال یک طرفه فرهنگ از جانب اعضای گروه جهادی به مردم.
در اردوي قبلي هم ملاك رو همين قرار داديم و نتيجه خوبي هم گرفتيم بطور مثال در همان يكي دو روز اول ما براي آشَنا شدن با بچه ها و برعكس از خودشان براي معرفي منطقه و جاهاي ديدني و بازي هاي محلي و... صحبت كرديم كه مسابقه كشتي كه برگزار شد جزء بازي هاي محليشون بود.تو همون يكي دو روز اول تقريبا همه بازي هاي محليشون حداقل يك بار اجرا كردن. حتي ميتونم بگم تاثير اونا بر ما (فرهنگي) بيشتر بود.بطوريكه يكي دو تا از بچه ها بعد از اردو با ما تماس گرفتند خواهان حضور مجدد بودند كه نشان دهنده ايجاد ارتباط خوبه كه در نتيجه اهميت دادن به فرهنگ و خود افراد و برتري ندانستن بين خود و اوست و او را همانطور كه هست پذيرفتن.
جداي از اينها آيا حضور اندك زمان ما ميتواند پيامي را براي منطقه(بچه ها,مردم,و...)بعد از رفتنمان به ارمغان بگذارد؟و يا چه كاركنيم كه اينجوري بشه؟

يا حق
سید یحیی حسینیان
آدینه
Site Admin
 
Posts: 15
Joined: Fri Jan 25, 2008 10:21 am

Postby mmasih on Wed Jan 30, 2008 12:43 pm

1- حفظ ارتباط با دانش آموزان حتی بعد از اردو و در طول سال کار خیلی خوبیه.
این که ما دوباره بتونیم به لرستان بریم یا نه را مطمئن نیستم.
خیلی از عوامل در تصمیم گیری موثر است. مثلا دیدید که در این اردوی قبلی فاصله محل اسکان تا محل کار عمرانی زیاد بود.
اما به هر حال خیلی خوب است اگر شما رابطه تان با بچه ها قطع نشود و در آن حدی که برایتان مقدور است این رابطه را حفظ کنید.

2- یکی از کارهای دیگری که حتما باید انجام داد، اهمیت دادن به زبان و لهجه و لباس بومی آنهاست.
بعضا می بینیم که دانش آموزان برای آنکه با معلمین خود رابطه برقرار کنند و برای آنکه در مواجهه با معلمین، موجه و مقبول بیفتند سعی می کنند به لهجه آنها صحبت کنند. یعنی مثلا شهری حرف بزنند. یا سعی می کنند این شهری مآبی را در تیپ و قیافه و ابراز عقیده هایشان لحاظ کنند.
در یکی از همین اردوهای قبل روز اولی که به منطقه رفته بودیم عده ای از بچه های منطقه که نسبتا بزرگتر هم بودند خاطرم هست که شلوارهای جینشان را پوشیده بودند و بعضا یکی دو تا تلفن همراه هم به دست گرفته بودند و ترانه های تازه منتشر شده را از بر می خواندند و ... همه این کارها برای آن است که شاید اولش تصور می کنند چون ما از یک جای آبادتری آمده ایم اینها برایمان ارزش است. اما وقتی در رفتار و گفتار معلم جهادی شان ببینند که واقعا این چیزها برای ما ارزش نیست. نسبت به فرهنگ بومی خودشان اعتماد به نفس بیشتری پیدا خواهند کرد.ضمن اینکه نسبت به داده های فرهنگی ما نیز پذیرا تر خواهند شد. و آن تعلیماتی که ما می دهیم را از آن خودشان خواهند دانست.
محمد هلاجیان
mmasih
Site Admin
 
Posts: 57
Joined: Sun Jan 13, 2008 4:45 pm
Location: اصفهان - خیابان اول دست راست - پلاک 24


Return to کلیات

Who is online

Users browsing this forum: No registered users and 0 guests

cron