Welcome
Welcome to <strong>منتظرین</strong>.

You are currently viewing our boards as a guest, which gives you limited access to view most discussions and access our other features. By joining our free community, you will have access to post topics, communicate privately with other members (PM), respond to polls, upload content, and access many other special features. Registration is fast, simple, and absolutely free, so please, <a href="/profile.php?mode=register">join our community today</a>!

فعالیت های فرهنگی شناخت محور

بحث هایی که یک ایده عملیاتی مشخص را مطرح نمی کنند و به کلیت اجرای برنامه های" فرهنگی خارجی" می پردازند را در اینجا مطرح کنید.

فعالیت های فرهنگی شناخت محور

Postby mmasih on Sun Jan 20, 2008 10:56 pm

اگر می خواهیم فعالیت های فرهنگی اردوی جهادی، تاثیرگذار و مانا باشد؛ لازم است که با یک شناخت و اشراف نسبی نسبت به مردم و فرهنگ آنها پا به منطقه بگذاریم.
فعالیت فرهنگی، یک سری فعالیت های خاص با چارچوب های یکسان و عمومی نیست و نمی توان با چشم و گوشی بسته به یک منطقه رفت و فعالیت های خاص و از قبل تعیین شده را در آن جا به اجرا گذاشت. بلکه فعالیت هایی که در هر منطقه اجرا می شود باید منطبق و سازگار با زمینه‌های فرهنگی و رفتاری مردم همان منطقه باشد.
علاوه بر این باید دانست که مهم ترین پایه برگزاری یک فعالیت فرهنگی این است که بتوانیم با کسانی که قرار است مخاطب این فعالیت باشند یک رابطه انسانی یا یک رابطه دوستانه برقرار کنیم و سپس این رابطه انسانی را بستر اجرای آن فعالیت فرهنگی قرار دهیم.
و بسیار بدیهی است که هم برای برقراری یک رابطه دوستانه و هم به منظور تطبیق فعالیت ها با شرایط منطقه ابتدا باید مردم و منطقه را شناخت و با طرز تفکر و آداب و اسلوب فرهنگی آن آشنا شد.
برای رسیدن به این شناخت می توان از این قبیل اقدامات بهره جست:
1-مطالعه مستندات و مکتوباتی که درباره منطقه وجود دارد.
2-استفاده از تجربیات گروه های جهادی دیگری که به منطقه رفته اند.
3-مسافرت های پیش قراولی عده ای از بچه های جهادی به منظور شناخت منطقه.
4-برگزاری اردوی جهادی در یک منطقه در سالیان متمادی.
محمد هلاجیان
mmasih
Site Admin
 
Posts: 57
Joined: Sun Jan 13, 2008 4:45 pm
Location: اصفهان - خیابان اول دست راست - پلاک 24

برگزاری اردوی جهادی در یک منطقه در سالیان متمادی!

Postby meghdad82 on Tue Jan 22, 2008 4:57 pm

سلام،

به نظر من «برگزاری اردوی جهادی در یک منطقه در سالیان متمادی»
ممکنه به یک رفع تکلیف برای مسئولین برگزاری تبدیل بشه.

سوال:
آیا منطقۀ مذکور نیازمندترین منطقه برای برگزاری اردوست یا ساده ترین؟
آیا اردوی جهادی سنتی است که باید حفظ شود؟ و ما هم نمی خواهیم برای برگزاری اش زیاد به دردسر بیافتیم؟
در چنین اردویی آشنایی با مشکلات مناطق محروم کشور خودبخود فراموش نمی شود؟

یا حسین
مسعود مسیح تهرانی
meghdad82
Site Admin
 
Posts: 16
Joined: Sun Jan 20, 2008 11:50 pm

Postby mmasih on Wed Jan 23, 2008 12:14 am

علت این که می گیم اردوحداقل برای چند سال یک جا برگزار بشه و یا اینکه لااقل عیدها یک جا و تابستان ها یک جا برگزار بشه نه برای راحت طلبیه بلکه برای اینکه فعالیتی که انجام می دهیم برکت بیشتری داشته باشه.
به هر حال قبول کنید که به خصوص درباره کارهای فرهنگی عامل زمان خیلی مهم است. کارهای عمیق تر فرهنگی نیاز "زمان" و "شناخت" هستند.
مثلا در همین منطقه زرند با همین دو اردویی که دو سال پشت سر هم آنجا برگزار کردیم خود بنده با بعضی از بچه های آنجا رابطه نسبتا عمیقی برقرار کرده ام که الان که این بچه ها بعضا به سن حساس دبیرستان رسیده اند چه بسا بتوانم از آن رابطه برادرانه ای که بین ما شکل گرفته است استفاده کنم.
خیلی از اثر بخشی ها در مسائل فرهنگی بر پایه همان صمیمیت و محبت و اعتمادی است که بین اعضای گروه و دانش آموزان یا مردم منطقه به وجود می آید.
در بحث کارهای عمرانی هم اگر از اول آن منطقه ای که انتخاب می کنیم جوری باشه که بدونیم لااقل برای چند سال جا برای کار داره خیلی از مواردی که بعضا بچه ها به عنوان آسیب های برگزاری اردو در یک جا مطرح می کنند حل می شود.
محمد هلاجیان
mmasih
Site Admin
 
Posts: 57
Joined: Sun Jan 13, 2008 4:45 pm
Location: اصفهان - خیابان اول دست راست - پلاک 24

Postby meghdad82 on Wed Jan 23, 2008 12:23 am

سلام،

اگر شناخت شخصی جهادگران با مردم بخواهد مسیر درستی را طی کند
نباید به برگزاری اردو محدود شود.

اگر ارتباط من با بچه ها خوب شکل گرفت
و من آدم دلسوزی برای تاثیر گذاری و هدایت آنها باشم
آیا به خودم اجازه می دهم یک سال از آنها هیچ خبری نگیرم و اثری نگذارم.

اردو این ارتباط را برقرار کرده،
حالا خود ما باید از این ارتباط مقطعی یک ارتباط مستمر و عمیق بسازیم.

کار فرهنگی زمان می خواهد، درست. ولی نه سالی 10روز.
این مدت بهانه ایست برای کار مستمر در طول سال.
بهتر است 355 روز را دریابیم.

یا حسین
مسعود مسیح تهرانی
meghdad82
Site Admin
 
Posts: 16
Joined: Sun Jan 20, 2008 11:50 pm

Postby mmasih on Wed Jan 23, 2008 3:10 am

لزوم مستمر بودن ارتباط با دانش آموزان و مردم منطقه حرف کاملا به حق و به جایی است که می فرمایید. و اگر تا به حال در این زمینه سستی ای کرده ایم این نقدی است که بر ما وارد است.
در همین زمینه یه سوال پیش می آید:
به هر منطقه ای که می رویم یک پوشه ای درباره آن منطقه در ذهن ما باز می شود که تمام روابط ما با مردم و دانش آموزان و مسئولین و مشکلاتی که در منطقه دیده ایم و کارهایی که می توانیم در اون منطقه انجام بدیم و برنامه های فرهنگی ای که پله پله می توان آنجا برگزار کرد داخل این پوشه قرار می گیرد.
با توجه به جمیع محدودیت هایی که ما داریم سالی چند تا از این پوشه ها می توانیم در ذهنمان باز کنیم. و بعد هم مطمئن باشیم که به صورت مطلوب به محتویات این پوشه های ذهنی خواهیم پرداخت؟
خود بنده یک نفر با چند تا از بچه ها می توانم رابطه موثری در طول سال برقرار کنم.
آیا بهتر نیست لااقل چند سالی یک جا بمانیم و توان و امکان محدودمان را معطوف به یک منطقه کنیم و به جای سالی یک پرونده جدید، هر چند سال یک پرونده جدید برای خودمان باز کنیم؟
مثلا درباره مشکل پمپ آب منطقه سادات محمودی علی رغم کارهای کوچکی که داخل اردو و بعد از آن شد هنوز به نظرم درست این موضوع را درست پیگیری نکرده ایم.
یا در همین اردویی که امسال تابستان رفتیم با یک مشکل عجیبی در بین دانش آموزان منطقه مواجه شدیم که به مثابه یک سرطان کل منطقه را برداشته بود. که اگر قرار باشه بنده و دیگران همین یک فایل از پرونده اردوی تابستان امسال را پیگیر باشیم دیگر نباید اردوی جهادی بیاییم. البته شاید بگویی که خوب نیایید و همان مشکل را پیگیری کنید ولی به نظر بنده راه احسن این است که ما چند سالی در آن منطقه اردو داشته باشیم و در عین حال در طول سال هم با آنجا در ارتباط باشیم و بعد اگر دیگر آنجا اردویی برگزار نشد باز هم ارتباطمان را حفظ کنیم و بعدترش هم اگر خواستیم ارتباطمان را کم کنیم یا قطع کنیم یک مکتوبات و مستنداتی از فعالیتمان داشته باشیم که آن را به گروه دیگری و یا به مسئولی تحویل بدهیم و بگوییم آقا این نتیجه کار ما شما از این به بعدش رو پیگری کن.
این که چه تعداد سال یک جا بمانیم البته بستگی به ظرفیت های منطقه و توان ما برای کار کردن در آنجا دارد اما به هر حال به نظرم اگر هر گروه جهادی چند سالی یک جا بماند موثرتر خواهد بود.
محمد هلاجیان
mmasih
Site Admin
 
Posts: 57
Joined: Sun Jan 13, 2008 4:45 pm
Location: اصفهان - خیابان اول دست راست - پلاک 24

Postby meghdad82 on Wed Jan 23, 2008 6:59 pm

سلام،

نمی دانم چرا باز هم فکر می کنم جوابم «رفع تکلیف» است.

الان چندین گروه می شناسم که مستمر در بعضی مناطق محروم کار می کنند،
آشناییشان هم با منطقه از طریق مسافرت جهادی (مستقیم یا غیرمستقیم) بوده.

می شود یه چیز خوب داشت و همۀ کارهای خوب دنیا را توش چپاند،
ولی بهتره کارها رو ماژولی کنیم.
ما قرار نیست تا آخر عمرمون همین جور جهادی بریم که نگران پرونده های متعدد باشیم،
قراره هرچند سال یه بار گروه هایی تشکیل بشه و روی یه مشکلی متمرکز شه.
ضمن اینکه قراره جهادی الان توشۀ زندگی کاری آینده مان باشه.
هرچه جهادی دید وسیع تری بده، آینده بهتر می تونیم از تجربیاتش استفاده کنیم.
چون با یک انتخاب شغلی درست فرصت برای متمرکز شدن خواهیم داشت.
مگه اینکه بخوایم همه کاره و هیچ کاره بشیم.

یا حسین
مسعود مسیح تهرانی
meghdad82
Site Admin
 
Posts: 16
Joined: Sun Jan 20, 2008 11:50 pm

Postby mmasih on Fri Jan 25, 2008 3:21 am

1- اگر بخواهم حرف آخر رو اول بزنم می گم که چه خوب است یک زمینه ای فراهم کنید تا ما با آن گروه هایی که می گویی به خوبی از پس این کار برآمده اند و هر اردو جاهای جدبدی رو تجربه می کنند و در عین حال در طول سال هم همه آنجاهایی که رفته اند را پیگیری می کنند از نزدیک بشناسیم و از تجربیات و راهکارهایشان استفاده کنیم.
2- اما فرض کنیم که در مجموع و بعد از بررسی کار آن گروه ها و مزیت هایی که شما برای این کار می شمرید به این نتیجه برسیم که هر اردو به یک جای جدید رفتن برای گروه جهادی مطلوب است.
خوب در آن صورت آن یک هدفی است که باید یهش برسیم نه این که بپریم روش!
یعنی چه؟
یعنی این که ما ظرفیت واقعی گروه خودمان را بشناسیم و بعد سعی کنیم تا آن را به حدی برسانیم که هدف مذبور محقق شود.
ظرفیت گروه ما را چه عواملی تعیین می کند؟
اول: تعداد نفراتی که پاپیش می گذارند و حاضرند در تمام طول سال فعال باشند.
دوم: سازماندهی گروهی ما: یکی از چیزهایی که بهره وری کاری ما را پایین آورده و حتی گاهی باعث می شود عده ای از بچه ها از فعالیت جدی در گروه جهادی ابا داشته باشند همین نداشتن سازماندهی است.
(توضیح این مطلب در لینک زیر آمده است:
http://montazerin.freeforums.org/viewtopic.php?t=12
)

اگر گروه ما به جای هیئتی کار کردن تشکیلاتی کار می کرد خیلی از مشکلات اجرایی که الآن برای برگزاری اردو داریم و مانع از پرداختن ما به بعضی از پیگیری ها و ارتباط ها می شود حل می شد.

رساندن گروه به آن ظرفیت یعنی اینکه: اولا با جا انداختن فعالیت جهادی (مداومت پیگیری ها در طول سال) به جای اردوی جهادی (همان 10 روز بدون پیگیری) تعداد نفرات فعالمان را افزایش بدهیم. و در عین حال روی بحث تشکیلات شدن کار جدی بکنیم.

بنابراین ما در عین حالی که برای رسیدن به آن مطلوبیت نهایی ظرفیت سازی می کنیم در حال حاضر هدفمان را باید با در نظر گرفتن واقعیات گروهمان تعیین کنیم. و سنگ بزرگ را نشانه نگیریم.
چون در غیر این صورت فعالیت جهادی ما کم کم به یک اردوی کاملا تفریحی بدل می شود که هر بار یک گل و بلبل جدیدی را به ما نشان می دهد.
دیدن صِرف مشکلات هم اگر چه خوب است اما اگر به فکر حل مشکل و راهکارهای پیشنهادی برای آن نباشیم و به خاطر ظرفیت پایین گروه نتوانیم مسائل را پیگیری کنیم آن تجربه ای هم که باید به دست بیاید درست و حسابی به دست نمی آید.
اگر ما با چند سال برپا کردن اردو در یک جا، ضمن فراهم کردن زمینه شناخت بیشتر کمی هم از مشکلات اجرایی برپایی اردو را کم کنیم این را به حساب راحت طلبی نگذارید. بلکه با دیدن واقعیت گروه، آن را به حساب همان طرفیت گروه بگذارید. ( با همان مولفه هایی که برای ظرفیت ذکر شد).
البته یک مسیر دیگر هست آن هم اینکه ما فعلا بپریم روی هدف و هر اردو را به یک جای جدید ببریم. با این امید که کم کم متناسب با آن عمل انجام شده ای که درش قرار گرفته ایم، بچه ها خودشان را بالا بکشند و ظرفیت گروه را بالا ببرند.
این که کدام یک از این دو مسیر جواب می دهد لااقل در حال حاضر بنده موافق اولی هستم اما برای گرفتن تصمیم آخر عاقلانه تر آن است که نحوه کار آن گروه هایی که می گویی را نیز ببینیم و بفهمیم.
محمد هلاجیان
mmasih
Site Admin
 
Posts: 57
Joined: Sun Jan 13, 2008 4:45 pm
Location: اصفهان - خیابان اول دست راست - پلاک 24

Postby meghdad82 on Sat Jan 26, 2008 8:46 pm

سلام و ارادت،

نمی دونم چرا بعضی وقتها حرف زدن بیشتر به جای روشن شدن بحث باعث پیچیده ترشدن می شه.
بهر حال من از طرف خودم عذر می خوام و سعی می کنم یه بار دیگه با حضور قلب مطالبم رو بگم.

اردوی جهادی یه کار کوتاه مدت جهت آشنایی دانشجوها با محرومیت است.
بیشتر یک اردوست، یک دوره است.
پس الزاماتی و اهدافی دارد.

کار جهادی که منحصر به اردو شود خنده دار است. باید کار کنی.
کار جهادی ممکن است از دل اردوی جهادی دربیاید.
کار اردوی جهادی کار بلندمدت محرومیت زدایی نیست.
کار جهادی هم اردوی 10روزۀ دانشجویی نیست.

تجربۀ مناسب اردوی جهادی بین 3 تا 5بار است.
هربار هم بهتر است مسئولیتی متناسب با تجربه ات بگیری تا دینت را ادا کنی.

کار جهادی کاری دائمی و تماماً مسئولانه است.
چه خوب است که از دل اردوی جهادی هرچند سال یکبار یک گروه کار جهادی در بیاید.
خیلی خوب نیست که فکر کنیم اردوی جهادی جای کار جهادی است،
چون نه به اهداف کار جهادی می رسیم و نه اردوی جهادی.
هرچند گروه های زیادی هستند که اردوی جهادی با اثرات کار جهادی برگزار می کنند.

اگر مایلید هم اردوهای جهادی با اثرات کار جهادی معرفیتان کنم و هم گروه هایی که کار جهادی مستمر انجام می دهند. منتها باید زحمت تماس مستقیم را بکشید.

یا حسین
مسعود مسیح تهرانی
meghdad82
Site Admin
 
Posts: 16
Joined: Sun Jan 20, 2008 11:50 pm

تکمله

Postby meghdad82 on Sun Jan 27, 2008 8:47 am

سلام،

یادم رفت بگم که
هدف تکرار شدن یا نشدن مکان نیست.
هدف برگزاری اردوی جهادی مطلوبه که لزوماً همان انجام کار جهادی خوب نیست.
(سعی کردم تفاوت هایی که به ذهنم رسیده رو در بالا بگم)

بحث من اینه که برای انتخاب مکان مسافرت پیگیری های زیادی لازمه
که لزوماً مطلب شما در اولویت نسبت به دیگر عوامل نیست.
اگه این پیگیری ها خوب انجام نشه ...
اما اگه محل انتخاب شد دیگه بحث و سنگ اندازی جایز نیست.
دیگه همه باید همت کنن که همۀ فعالیت ها به نحو احسن انجام بشه.

یا حسین
مسعود مسیح تهرانی
meghdad82
Site Admin
 
Posts: 16
Joined: Sun Jan 20, 2008 11:50 pm

3 مدل برای تعیین نسبت گروه جهادی با کار جهادی و اردوی جهادی

Postby mmasih on Wed Jan 30, 2008 12:49 pm

اگر یک بار با حضور قلب تمام بحث رد و بدل شده را مرور کنیم، فکر نمی کنم بحث پیچیده شده باشد چون لااقل خود بنده نکات مثبتی از این بحث برداشت کرده ام و مسائلی برایم روشن تر شده است.
با توجه به بحثی که تا اینجا شد بنده 3 مدل را پیش روی گروه جهادی خودمان می بینم که باید با انتخاب یکی از این 3 مدل تکلیف گروهمان را با اردوی جهادی و کار جهادی مشخص کنیم.

مدل اول: در این مدل، گروه ما ظرفیت پیگیری مسائل مربوط به مناطقی که اردو در آنجا برگزار می شود را ندارد. یعنی تعداد کسانی که حاضرند در طول سال پیگیر باشند و کار انجام بدهند کم است و گروه ما تشکیلات درستی هم ندارد. در نتیجه همان تعداد اندک هم بسیاری از وقت و انرژی خود را تنها مصروف برگزاری اردو خواهند کرد.
در مدل اول ما با اینکه می دانیم که ظرفیت گرئهمان پایین است و بسیاری از مسائلی که با آن مواجه می شویم را نمی توانیم پیگیری کنیم اما اصرار داریم تا هر اردو به یک مکان جدید برویم. با این امید که بچه های شرکت کننده در اردوها در این مدت با تعداد بیشتری از مناطق محروم آشنا بشوند و با مسائل و موضوعات متنوعی برخورد کنند تا در زندگی آینده شان و در موقعیت شغلی و اجتماعی ای که بعدا در آن قرار می گیرند از این تجربیات استفاده کنند و تازه آن وقت کار جهادی انجام دهند.
در واقع در این مدل اول کار جهادی انجام نمی شود و ما تنها امیدواریم که این تجربه ای که بچه ها از دیدن مناطق مختلف به دست می آورند زمینه انجام کار جهادی در زندگی آینده آنها را فراهم کند. و تعداد معدودی از بچه ها هم که حاضرند در تمام طول سال فعالیت کنند تمام فرصتشان صرف این خواهد شد که هر اردو یک منطقه جدید را به عنوان مقصد اردو دست و پا کنند.

مدل دوم: در این مدل ما همچنان ظرفیت گروهمان پایین است اما کار متفاوتی که در این مدل انجام می دهیم این است که حداقل برای 3 یا 4 سال، تابستان ها در یک جا و عیدها در یک جای دیگر اردو برگزار کنیم. مثلا 3 یا 4 سال پشت سر هم عیدها به بوشهر می رویم و تابستان ها به خوزستان!!
تا با این کار دو نکته مثبت را به دست آوریم:
1- مقداری از مشکلات اجرایی اردوها کم کنیم. تا آن تعدادی از بچه ها که حاضرند در تمام سال فعالیت کنند بخشی از وقت خود را نیز صرف پیگیری مسادل مربوط به منطقه کنند و در واقع متعاقب اردوی چند روزه ای که رفته اند، در طول سال کار جهادی هم انجام دهند.
2- با برگزاری اردو در یک جا ضمن افزایش شناختمان از یک منطقه فرصت خواهیم داشت تا برنامه هایی را به صورت پله پله در طول این چند اردو برگزار کنیم و به نتایج عمیق تری برسیم.
این هر دو نکته بالا دارند این مسئله را به ما می گویند که در مدل دوم ما با همین ظرفیت کمی که داریم حول محور اردوی جهادی یک کار جهادی هم انجام می دهیم.
بر خلاف مدل اول که ما اولویت را به تجربه مناطق مختلف می دادیم، در مدل دوم با کم کردن تنوع مکان های اردو این فرصت را برای بچه ها فراهم می کنیم تا در قالب همین گروه جهادی کار جهادی را نیز تجربه کنند. در این مدل هم آنهایی که فعال هستند فرصت پیگیری مسائل منطقه را خواهند داشت و هم آن کسانی که مقطعی و کوتاه مدت فعالیت می کنند تا اندازه ای کار جهادی را تجربه می کنند.
مسئلهٌ: در مدل دوم هدف این نیست که ما تا زمان حل تمامی مشکلات یک منطقه! داخل آن بمانیم بلکه هدف این است که با همین ظرفیتی که داریم کار جهادی هم انجام بدهیم و در هر منطقه علاوه بر تجربه ای که خودمان به دست می آوریم به نتایج ملموسی برای خود منطقه هم برسیم.

مدل سوم: در مدل سوم برخلاف دو مدل قبل گروه ظرفیت بالایی دارد یعنی اولا تعداد زیادی از بچه ها برای پیگیری مسائل در طول سال پایه هستند و ثانیا گروه ما با تشکیلات منسجمی که دارد با کمترین دردسر و با بهره وری کاری بالا می تواند شرایط برگزاری یک اردو را فراهم کند و بعدا مسائل منطقه را نیز پی بگیرد.
در این مدل با توجه به ظرفیتی که داریم می توانیم هر سال به یک جای جدید برویم و در عین حال در طول سال و در قالب گروه جهادی، کار جهادی هم انجام بدهیم.

به نظر بنده بهترین مسیر برای گروه جهادی جوادالائمه (ع) این است که ما از مدل دوم شروع کنیم و سعی کنیم که خودمان را به مدل سوم نزدیک کنیم. اما چرا؟
از جمله دلایلی که این مسیر را ارجحیت می دهد اینهاست:
1- اگر نظری به انگیزه اولیه بچه هایی که در اردو حاضر می شوند بیاندازیم می بینیم اکثربچه ها حتی آنهایی که در تمام طول سال حاضر به فعالیت و پیگیری مسائل منطقه نیستند با این امید به اردو می آیند که به صورتی ملموس در آن منطقه تاثیرگذار و خدمت رسان باشند. و خود ما هم در تبلیغ کارمان نمی گوییم که هدفمان تنها دیدن جاهای مختلف و به دست آوردن تجربه برای آینده است بلکه این را تنها به عنوان یکی از اهداف معرفی می کنیم و در کنار آن تاکید داریم که فعالیت ما قرار است برای منطقه هم تاثیرگذار باشد.
توجه نکردن به این انگیزه ها باعث سرخوردگی بچه ها نسبت به تاثیرگذاری فعالیتشان خواهد شد.
2- این که بچه ها در قالب گروه جهادی کار جهادی انجام ندهند و صرفا تجربیاتی برای آینده شان به دست بیاورند اگر چه بد نیست اما تجربه نشان داده است که این گشت و گذارها و آجر روی آجر چیدن ها اگر با هدف تاثیرگذاری ملموس برای نطقه نباشد منجر به آن تجربه های مورد نظر نخواهد شد. و اردو را تا حد یک اردوی تفریحی که احیانا بیلی هم در آن زده می شود پایین می آورد.

به نظر بنده اگر ما به صرف دیدن و پسندیدن کار گروه های جهادی دیگری که مبتنی بر مدل سوم عمل می کنند بخواهیم ادای مدل سوم را دربیاوریم یهنی بدون ظرفیت و برنامه ریزی شروع کنیم به هر بار یک جای جدید رفتن؛ آنچه که در واقعیت نصیب ما خواهد شد همان مدل اول است که از کار جهادی خالی است.

چه باید کرد؟
1- فعلا بنا را بر مدل دوم بگذاریم
2- آن گروه هایی که در اجرای مدل سوم موفق هستند را ببینیم و بشناسیم.
3- با توجه به این شناخته ها و استفاده از تجربیات افراد با سابقه اردوی جهادی آیین نامه ای برای انجام اردوی جهادی و کار جهادی در قالب گروه جهادی تدوین کنیم.
4- با اتکا بر این آیین نامه ظرفیت گروهمان را بالا ببریم و همزمان سعی کنیم به مدل سوم نزدیک شویم.

در این چند خط سعی کردم آن قالب کاری که برای گروه جهادی بهتر می بینم را عرض کنم.
برای آنکه ان شاءالله بحث ما به یک نتیجه عینی و قابل استفاده برسد پیشنهاد می کنم به جای پراکنده گفتن، یا با ذکر دلیل به یکی از این سه مدل گفته شده رای دهید و یا یک مدل چهارمی را پیشنهاد کنید.
محمد هلاجیان
mmasih
Site Admin
 
Posts: 57
Joined: Sun Jan 13, 2008 4:45 pm
Location: اصفهان - خیابان اول دست راست - پلاک 24

Postby meghdad82 on Wed Jan 30, 2008 4:34 pm

سلام،
باز هم نمی فهمم چرا مدل ها براساس ثابت بودن یا نبودن مکانه.

صورت مسأله: ما یه گروه جهادی داریم با اهداف و توان مشخص.
می خواهیم یه جا برای اردوی امسال مشخص کنیم.
چه فرایندی رو باید طی کنیم؟

اگر قراره بریم جای تکراری باید وسواس بیشتری خرج بدیم که
کارمون واقعاً پله پله بهتر از قبل بشه،
نه اینکه به بهانۀ تکراری بودن مکان، توان کمتری روی انتخاب کارها انجام بدیم.

به نظر من اونچه در واقعیت داره اتفاق می افته اینه که
در داهوئیه کمتر دیوار جدیدی ساخته میشه. چون سالی یه بار یه گروه دیوارساز میاد منطقه.
پارسال یه گروه دیوارساز از کاری که انجام میداد ناراضی بود،
ولی کسی از مسئولین اردو جوابشون رو نداد.
کمتر کسی از مسئولین اردو به اون گروه سر زد. عکس بسیار کمی هم از کار اونها مونده.
ممکنه اثر منفی چنین کاری برای دانشجوهای اون گروه بیشتر از اون چیزی باشه که اسمش رو کار جهادی می ذاریم.
هرچند به نظر من این اسمش کار ضدجهادیه.

نتیجه: وسواس زیادی روی شناخت منطقه و انتخاب کارها لازمه؛ چه در مکان جدید چه قدیم.

یا حسین
مسعود مسیح تهرانی
meghdad82
Site Admin
 
Posts: 16
Joined: Sun Jan 20, 2008 11:50 pm

Postby mmasih on Thu Jan 31, 2008 3:23 pm

احسنت
کاملا موافقم با شما؛ هم در این که باید در انتخاب محل دقت نمود و هم در مورد زرند.
اتفاقا زمانی که با بچه ها در مورد انتخاب محل صحبت می شد گفته شد که با وجود علاقه مندی به ادامه برنامه های فرهنگی زرند، اما در مجموع با در نظر گرفتن مشکلات کار عمرانی، زرند بهترین گزینه نیست.
و این صحبت هم مطرح شد که منطقه ای که برای امسال انتخاب می کنیم باید ظرفیت کار برای حداقل چند سال را داشته باشد.
و این نیز مطرح شد که اگر به هر دلیل مجبور شدیم به زرند برویم لااقل در کار عمرانی رویه فبل را ادامه ندهیم بلکه یا محل کار عمرانی را به جایی غیر از داهوئیه ببریم و یا نوع کار را از دیوارکشی به کارهای دیگری مثل ساختن خانه عالم و... تغییر دهیم.
بنابراین تاکیدی که در بحث گذشته برای پیروی از مدل دوم بود به این قصد نبود که نتیجه بگیریم امسال هم باید به زرند برویم.
مسئلهٌ:
مسلما 3 تا مدل گفته شده مدل های جامعی که تمام چارچوب فعالیتی گروه ما را مشخص کنند نیستند بلکه بنا بود این مدل ها تکلبف ما را در بعضی مسائل مشخص کنند.
برای کامل شدن مدل دوم همین نکته که شما ذکر کردی را باید لحاظ کنیم که یکجا رفتن ما عامل رکود و عادت زدگی مان نشود بلکه تلاش کنیم یک برنامه چندساله ای را در منطقه پیش ببریم و هر سال نسبت به سال قبل به نتایج بیشتر و متفاوتی دست پیدا کنیم.
یعنی یک کاری را در منطقه شروع کنیم و در اردوهای بعد آن را پیشرفت بدهیم نه آنکه آن را دوباره تکرار کنیم.
درواقع به این ترتیب به جای آنکه توانمان را معطوف کنیم به اینکه هر اردو کجا را برای اردو هماهنگ کنیم توان و ظرفیت محدودمان را معطوف می کنیم به اینکه چطور در یک منطقه به اهداف عمیق تر و تاثیرگذاری بیشتری دست پیدا کنیم.
محمد هلاجیان
mmasih
Site Admin
 
Posts: 57
Joined: Sun Jan 13, 2008 4:45 pm
Location: اصفهان - خیابان اول دست راست - پلاک 24


Return to کلیات

Who is online

Users browsing this forum: No registered users and 0 guests

cron